چه سال پر برکتی بود امسال.جدی میگما خیلی خوب بود اصن.یک هدیه هایی گرفتم.همه چیزایی که دلم میخواست.البته از اونجایی که آدم بسیار رُکی هستم به افراد محترم که میخواستن برام کادو بگیرن از قبلش سفارش میدادم(بیشتر خودشون سوال می کردن چی میخوای!) به نظرم اینجوری هم خیلی خوبه که وقتی کسی از سلیقه و علاقه کسی خبر نداره حالا غیر مستقیمم شده زیر زبونش بکشه بیرون.کادو هایی که امسال گرفتم خیلی کم نظیر بود و سالای گذشته از این خبرا نبود که .بهترینش کتاب «بیلی» بود که از خیلی وقت پیش قصد خریدنش رو داشتم که میمِ عزیزم برام گرفت و به من هدیه داد به علاوه یه شاخه گل ِ آبی خوشگل.از همه بهتر ترش کفشه کوهنوردی بود،اینقد ذوق کردم و باهاش راه رفتم.گوشواره های اهدایی ِ مادر ِ جانم برا خودش مقوله ی جدایی بود.خیلی ظریف و خوشگله.و... بابای مهربونم که بلاخره (بعد یک سال)بهم این اجازه رو داد که با گروه ...برم کوه نوردی . این یکی رو از همه بیشتر دوست داشتم.خوشبختی چیه مگه؟همیناس دیگه ! آره خودِ خودشه.خدا رو شکر.

20170404_131953~2.jpg