338
دقیقه ای پیش،پُستِ دوستِ عزیزی با عنوان "دلیل شما برای نوشتن چیه؟!"من را عمیقا به فکر فرو برد.در وهله اول با خودم گفتم "نوشتن که دلیل نمی خواهد .مینویسم چون دلم میخواهد."ولی کمی بعد تَرش به این نتیجه رسیدم که نه!هیچ کاری بدون دلیل نمی شود و حتما من هم برای وبلاگ نویس بودنم دلایل بسیار دارم،چیزهایی که شاید سال ها وقت نکرده بودم بهشان فکر کنم!یادم می آید اولین بار که به فکر وبلاگ داشتن اُفتادم شاید چهار یا پنج سال پیش بود.از روی چشم ُ هم چشمی .میخواستم از "عین"(یک انسان :))کم نیاورده باشم.با تلاش فراوان ،اولین وبلاگم را تاسیس کردم. یاد آوری خاطرات آن روز ها را زیاد دوست ندارم.شاید از سال 94 بود که من خودم را رسما یک "وبلاگ نویس"(معمولی)دانستم.نوشتن به من آرامش می داد و می دهد..حدس می زنم آدم های کم حرف نوشتن را به حرف زدن ترجیح بدهند.راستش را بخواهید من آدم حرف زدن نیستم،شاید آدمِ نوشتن هم نباشم ولی به اش احساس خوبی دارم.حسی شبیه آرامش ِ قدم زدن کنار دریای واژه ها.می دانید! آدم هایی که اینجا می نویسند ،چند دسته اند.یک دسته شان آنهایی اند مخاطب دار می نویسند.بله!همان مخاطب خاص.دسته ی دیگر می نویسند تا مخاطب جمع کنند برای خودشان و دسته ی آخر- که شاید من هم یکی از آن ها باشم-می نویسم تا جان بگیرم،تا کمی از حالُ هوای خوب با بدم برای خودم حرف بزنم.نمیدانم!پاک گیج شده ام ..ولی یک چیز را خوب می دانم!که اینجا ،توی صفحه بلاگفا چیزی هست که حالم را بهتر می کند.سادگی،سکوت..اینکه مجبور نیستی برای هر حرف یا گله و شکایتی جواب پس بدهی، از همه چیز بهتر است.اینجا می توانی همه حالِ بدت را روی واژه ها هوار کنی یا خوشحالی و خنده های از ته دلت را فریاد بزنی.من فقط می نویسم تا حالم خوب تر شود...همین ! :)