کوه نوردی هم برای خودش عالمی دارد ها..

فکرش را بکن ،جمعه که می شود

خستگی یک هفته را دور می اندازی!

که بروند گم شوند تمام روزمرگی ها...

این یک روز را برای خودت هستی!

این یک روز را برای خودت عشق می کنی..

آه !!شگفت انگیز است،آن عظمت کوه!

آسمان آبیِ آبی ،پاک پاک

درخت های زرد پاییزی،چشمه های روان

از همه با ارزش تر آن بالا بالا ها چقدر به خدا نزدیک می شوی..

از رگ گردن به تو نزدیک تر است ولی آنجا شاید بیشتر احساسش کنی!

نوک قله کوه!!!نمیدانی چه لذتی دارد ،صعود

نمیدانی چه دلنشین است ،تحمل بالا و پایین ها و سختی ها برای رسیدن به هدف

قسمت قشنگ ترش را جا انداختم انگار!

صبحانه به سبک کوه!!!

عالیست ،پر از عشق!

انگار همان جا ،نان داغُ  پنیرُ گردو  خیار گوشت می شود بر تنت.

چایی های آتشی روی کتری و قوری سیاه سوخته که با لذت مز مز اش میکنی

 و انگار تمام وجودت را گرم می کند.

اگر رفیق گرمابه گلستانت هم باشد که دیگر غمی در دنیا نیست..

وقتی با آن دوربینش چیلیک چیلیک تمام لحظات خوب و به یاد ماندیمان را ثبت می کنیم

تا بعدا نگاهش کنیم و قدر لحظات نابی را که گذراندیم بدانیم..

مگر بهتر از این هم می شود؟نه! نه!آن جا ته خوشبختیست.