271
یه وقتایی هم ممکنه پیش بیاد که همه چی و همه کس دست به دست هم بدن تا حالت بد باشه ! ممکنه خیلی دلگیر باشی از خیلیا.وصفش سخته ،،خودتم نمی فهمی چته و از همه عالم و آدم بی زار میشی حالا اینکه درست اون روز که این همه حالت بده جُمعه هم باشه!دیگه میشه افتضاح به معنی واقعی ..! و اما معجزه اونجاست که تو اون حال و هوای بد یهو ببینی یه صورت قشنگ و خندون رو صفحه ی گوشیت داره خود نمایی میکنه اون لحظه اس که حالت کم کم ،کم کم برمیگرده سر جاش .اون حرف میزنه و تو فقط گوش میکنی ،می خندی،،میخنده و تو حرف میزنی میگی دلم گرفته بود قبل اینکه زنگ بزنی تازه داشتم با آهنگ اشکِ میثم ابراهیمی گریه م میکردم .. اونم یهو جدی شه و بگه: خب به من زنگ میزدی .(با چاشنی فحش)بعدشم اضافه کنه که هر وقت دلت گرفت بهم زنگ بزن..شب ُ روزش ام فرق نداره .پنج صبح نصفه شب وسط ظهر ..لبخند رو لبت پهن ترُ پهن تر میشه .حتی از این عالی تر اینکه میگه دارم حاضر میشم بیام،اون موقع حالُ روزم دیدنیه که مثل فنر از جام کنده میشمُ همه جا رو برق میندازمُ خودمُ تر گل ور گل میکنم تا رفیق جانم سر برسه و بازم با همه غمامونُ فراموش کنیم،بازم بی دلیل بخندیم بازم بهانه بدیم دست هم واسه به وجود آوردن یه عالمه خاطره خوب که قرار نیست از سرمون پاک بشه.من خوشبختم،خیلیم خوشبختم .ما خوشبختیم 3>
-کجایی؟
+ بانو در وا کن مایوم :دی
قاطی نوشت: کیک زبرا درست کردیم به چه خوشگلی-شهر بازی- با وجود ترسم اومدم به خاطرت ولی پشیمون نشدم دوبارم میریم:دی-اوه پونصد تا صلواتم مونده(نیش باز)-الا کلنگ بازی ُ تاب سواری مون-با تو همه چی به آدم میچسبه 3>
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۷/۰۳ ساعت 22:36 توسط بانوِ بهار