221
یه رمضانِ دیگم از راه رسید ....خدا شُکرت که هنوز فرصتِ زندگی داریم.بازم صدای ربنا،بازم سحری خوردن با چشای خوابالو،بازم اون حالُ هوای ناب،بازم شبای قدرُ پاک کردنِ دلامون از بدیا!بازم ماه عسلُ اشکای دم دمای افطار... بازمافطاریای خونه مامان بزرگ... مهم نیست شورُ حالی ندارم...مهم اینه که یه رمضونِ دیگم رسیدُ من میتونم بیشتر بهت نزدیک شم ، بی همتای من...
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۳/۱۹ ساعت 13:41 توسط بانوِ بهار
|