یکی از فراموش نشدنی ترین کلاسآی این ترم ،کلاس الکترونیک بود.چقدر سر کلاس شیطونی کردیم!چقدر خندیدیم ...چه وقتایی که استاد در حالِ تحلیلِ مدار بودُ ما واسه خودمون لواشک میخوردیم یا شکلات یاتنقلات...واسه خودمون سلفی میگرفتیم!چقدر سر اون کلاس انرژی داشتیم...وقتایی که باید مدار میبستیمُ هیچ کدوممون هیچی حالیمون نمیشد ...هی از بچه ها می پرسیدیم این چی شد؟ :|یا وقتایی که مقاومتآ و دیودا رو اشتباه بر میداشتیم و با دادُ صورتِ برافروخته اُستاد رو به رو میشدیم :) همه مونم لال مونی میگرفتیم اون موقع...چقدر از اول ترم بحث داشتیم که ما سه نفر حتما تو یه گروه کنار هم باشیم!ساعتِ کلاسامون یکی باشه...حالا چی؟!آخرین روزِ این کلاس مصادف شُد با هم پاشیدنِ رفاقتمون... :( اون موقع دیگه ازاین که کی بره برد بوردُ پروبُ سوماری بیاره یا مقاومتِ اشتباه برداریمُ ولتاژ زیاد کنیم دستمون بسوزهُ اینا دلمون خوش نبود...اون روز حالِ هیچکدوممون خوب نبود...و این گونه کلاس مبانی الکترونیکِ شیرین برامون تلخ تموم شد! ...