پیاده روی با عمه جان و اون همهمه و شلوغی تو خیابون و شربتُ شیریناخیلی خوب بود.بعدشم اون بارونای درشتُ رعدُ برقای وحشتناکی که با هر صدایی و برق زدن آسمون جیغ می زدیم و بلاخره روونه شدن به سمت خونه مادر بزرگ جان و نشستن تو اون حیاط دل انگیزُ باد خنک بهاری.خوش اومدی خرداد جان...مهربون باش لطفا.

#شازده کوچولو#آلبالو_زردالو_آلوچه_میوه های _عشق#تماشای ماهُ ستاره های آسمون#خدای جانم شُکرت#همیشه_باهامه_یادتُ_عشقت