166
این روز هآی خوب چه زود میگذرند...یک جُمعه لذت بخش در طبیعت چه قدر عالی ست!یه عالمه سلفیُ عکآسی تو ژستآی مختلفُ خندهآی بی دلیل حالِ آدمُ خوب میکنه!اون شکوفه هآی صورتیُ اون حوض پُر آبِ زُلال و اون هوآی عالی بهترین قسمتش بود!بودنِ عمو جآنِ جآنآن و خانوادش خیلی خوب بود!یا مثلا وقتی بابا جونم میگه:من به تو ارادت خاصی دارمُ یه روز همه خوبیآتُ جبران میکنم .من غرقِ خوشحآلی میشم ُ با خجآلت میگم که وظیفَ س :) تو راهِ برگشت اون کوه هآ ُ درختآی قشنگ منُ عجیب شگفت زده میکنه ُ بیشتر به عظمتِ خدا پی میبرم!به این همه نعمتآی بزرگی که دورُ ورمون ریختهُ گآهی قدرشو نو نمیدونیم!اما من قدرشونو میدونم ،تا میتونم لذت میبرم از چیزای خوبی که خدای بزرگم در اختیآر گذاشته...خدایا ی عزیزم ممنونتم!
*****
و ...عصرُ تولدِ پسر عمو جآنِ 13 سآله که دیگر عآلی بود...یه عالمه خلُ چل بازی با بچه هآی فامیلُ عکس گرفتنامون خیلی خوب بود و قتی همه دست میزدنُ می رقصیدن ... :)خدا رو شُکر که خانوادهِ خوبی دارم...دیشب همه شآدُ خندون بودن و این تنهآ چیزی بود من میخواستم ...
+ عمهجآن عکسآیی که گرفته رو مرور میکنه و بعد یه کم مکث در حآلی که رو صورتِ من زومِ میگه: چقدر اینجآ مظلوم اُفتآدی قبلنا بدجنس میزدی.و منی که قهقهه زنان میگم :من از همون اولشم مظلوم بودم شمآ نمیدیدین.و این چنین جمعه ششِ یکِ نودُ پنج تبدیل به یکی از روزآی به یاد موندنی میشود ...
# [Photo By Me]
