گُمان می کنمـ هر آدمی باید پُشت پنجره ی اُتاقش،

یک گُلداـن گُل شمعدانی داشته باشد،

شمعدانی های سُرخَ و صورتی که

هربار گُلهایش خَشک می شود ـو دوباره گُل می دهد،

یادش بیفتَد که روزهای درد هم به پایان می رسند!